تبليغاتX
شاید یه دیوونه
خدایا
تو چنان نزدیکی
 که تو را نمیبینم

+ نوشته شده در چهارشنبه 28 دی1384ساعت توسط طناز |


پا رو گذاشتن واسه همین دیگه!!!!!

سر جلسه ی امتحان ها یکیشو بذاری اینور یکی شو هم اونور.....

خب بالاخره همه ی کارای خدا دلیل داره٬اینم دلیل خلقت پا برای آدمیزاد!!!

+ نوشته شده در دوشنبه 26 دی1384ساعت توسط طناز |


گه گاهی فقط دنبال شاخی...دمی...سمی ...تو خودم می گردم....شما چیزی ندیدین؟؟؟!!!!
+ نوشته شده در جمعه 23 دی1384ساعت توسط طناز |


می تونستم عاشقت باشم ......می تونستی بت من باشی....کمه کمش می تونستم دوست داشته باشم........لا اقل می تونستی کاری کنی که ازت متنفر نباشم...اما تو ی عوضی نذاشتی!!!!

+ نوشته شده در یکشنبه 18 دی1384ساعت توسط طناز |


احمقانس٬ ولی من سکوت می کنم تا تو فرصت بیشتری برای توجیه خودت داشته باشی!!!!
+ نوشته شده در جمعه 16 دی1384ساعت توسط طناز |


پشت چرخ سفالگری نشسته بودم

سعی کردم یه آدم بسازم......خیلی سعی کردم.....اما نشد...

می دونی خدا٬شاید از اون روز بود که تصمیم گرفتم دیگه به خاطر چرت و پرت هایی که ساختی سرزنشت نکنم!!!!!

آخه آدم ساختن خیلی سخته٬خیلی!!!

 

+ نوشته شده در سه شنبه 13 دی1384ساعت توسط طناز |


ببخشید دنبال یه پسر باکره میگردم!!!!!!

ندارین؟؟؟!!!!!
باشه قبول٬پس مردی رو نشونم بده که از مردونگی جز سکس چیزی بلد باشه!!!

+ نوشته شده در جمعه 9 دی1384ساعت توسط طناز |


ترجیح می دادم به جای فرجه برای امتحانا یه فرجه بهم می دادن که مجبور می شدم خودمو بشناسم......اونی رو که هستم...نه چیز دیگه ای رو!!

+ نوشته شده در چهارشنبه 7 دی1384ساعت توسط طناز |


پرم از خالی.....پر از حرف.....خالی از انگیزه

 

امشب همه ی فرشته ها گیجن!!!! آخه مسیح چطور دلت اومد شب سالگرد زلزله ی بم به دنیا بیای؟؟؟؟!!!!!

+ نوشته شده در یکشنبه 4 دی1384ساعت توسط طناز |


چقدر مزخرف....به ۴۰ روز نرسیده باید پاشی خودتو جمع و جور کنی و به زندگیت برسی.....گور بابای تو که ار مرگ پدر بزرگ به اون گلی ناراحتی.....

 

به نظرت با شروع این رابطه ی سکسی٬ عشقولانه اشتباه نکردی؟؟؟؟!!!!

 

از جایی که دارم توش زندگی می کنم متنفرم..... از کشوری که توش یه آدم محسوب نمیشم٬ از شهرهایی که تو کثافت غرقن٬از دانشگاه هایی  که به جرم حرف زدن با یه جنس مخالف تو حراستش میخوان جرت بدن ٬ از خونه هایی که توش یادت می دن خفه شی و هیچ وقت حرف خودتو نزنی.......

حتی از خودم و خودت که زیر بار همچین حماقتی میریم هم متنفرم.......

 

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه 3 دی1384ساعت توسط طناز |