تبليغاتX
شاید یه دیوونه
می گم خدا امسال هم گذشت..بیا و سال جدیدی یه خورده به حرف این بنده هات گوش کن....آخه تو که هیچ وقت آدم نبودی ...نمی دونی چی به چیه که!!

عیدت مبارک

+ نوشته شده در دوشنبه 29 اسفند1384ساعت توسط طناز |


یه وقتایی باید به خودتم شک منی که این حرفو باید به خودت می گفتی یا نباید می گفتی!!!!!!!

+ نوشته شده در چهارشنبه 24 اسفند1384ساعت توسط طناز |


همین حسی که دارم

حتی وقتی از تو دورم ...تلخ و بیمارم

چقدر خوبه....چقدر خوبه

همین بس که می دونم خوب خوبی ..خوابه خوابی ...من که بیدارم

چقدر خوبه چقدر خوبه

 

+ نوشته شده در یکشنبه 21 اسفند1384ساعت توسط طناز |


                      .......................

ـ نمی ترسی از من ایدز بگیری؟؟!!!

ـ نه٬ بیشتر از این می ترسم که سرما خوردگیت و بهم منتقل کنی!!!

ـ مسخره جدي دارم مي پرسم.

ـ نه!

ـ چرا؟؟؟!!!

ـ هر كي بالاخره يه روزي و يه جوري مي ميره٬ چه اهميتي داره كه من چه جوري و كي بميرم!!!

تو فقط نگاهم مي كني و مي خندي  ٬ حالا يا واقعا مي فهمي كه دوستت دارم يا فكر مي كني كه عجب خري سوار شدي!!!!!!!

 

+ نوشته شده در شنبه 13 اسفند1384ساعت توسط طناز |


می دونی چیه؟؟؟!!!!

از تو بدم میآد ولی از خودم بیشتر!!!

+ نوشته شده در شنبه 6 اسفند1384ساعت توسط طناز |


اینجا طوفان شن اومده بوده همه چیو خاک گرفته...مثل زندگی مردم ما...خاک گرفته و گس و تلخ....
+ نوشته شده در دوشنبه 1 اسفند1384ساعت توسط طناز |