ببخشید یه سوال؟؟؟!!!
زندگی ما رو می کنه یا ما اونو؟؟؟!!!!
میدونی همش با خودم می گم باز من اینجام٬پیش بچه ها و تنها نیستم...تو اونجا تنهایی چیکار می کنی وقتی دلتنگ میشی؟! اما همیشه خیلی طول نمیکشه که یادم بیاد که تو کونتم نیست این قضیه...
می دونی چیه؟؟!!!
من اصلا مشکلی ندارم...فقط ح.صله شما خل و چل ها رو ندارم...همین
دلم واسه خلوتی خونمون خیلی تنگ شده...خیلی....برای وقتایی که هیچ کس خونه نیست و تو مثه همیشه میای پیش من....
نمی خوای از تو فکرام بیای بیرون؟؟!!!!
بعضی از ترس ها هم قشنگه ها!!!!
مثله وقتی که لبات کبود اما باید بری خونه....
اینجا رو خیلی دوست دارم.....اما وقتی که می دونم چقدر آدم آشنا می آن و می خونن...از نوشتن پشیمون می شم.
دلم یه آدرس جدید می خواد .....اونم ناشناخته!!!

