تبليغاتX
شاید یه دیوونه
بعد از کلی وقت یه جمعه دارم آپ می کنم: نفسم در نمی آد جمعه ها سر نمی آد کاش می بستم چشامو این ازم بر نمی آد داره از ابر سیا خون می چکه جمعه ها خون جای بارون می چکه
+ نوشته شده در جمعه 30 تیر1385ساعت توسط طناز |


چایی رو گذاشتن واسه همین که داغ داغ بخوری٬بغضت و بسوزونی.
+ نوشته شده در چهارشنبه 7 تیر1385ساعت توسط طناز |