می دونی اگه احترامی پیشم داری به خاطر احتیاجیه که بهت دارم . فقط همین. آدم باش و بذار به زندگی سگی تخمی مون ادامه بدیم . خیلی سال دل کندم بذار درسم تموم شه شرم و کم می کنم .
پ ن : تورو خدا هی نیاین نصیحت کنین که اصلا جنبه ندارم.
پ ن :هر متنی که اینجا نوشته می شه راجب عشقولیم نیست به خدا اینقدر مرده و زنده ی اونو نجنبونین .
حس می کنم شدیدا احتیاج دارم انگشت بزنم و همه ی دوست داشتن هامو بالا بیارم.
بشم یکی مثه خودت.
من چنینم.احمقم شاید!
که می داند
که من باید
سنگ های زندانم را به دوش کشم
بسان فرزندان مریم که صلیبش را،
و نه بسان شما
که دسته ی دژخیم تان را می تراشید
از استخوان برادرتان
و رشته ی تازیانه ی جلادتان را می تراشید
از گیسوان خواهرتان
و نگین به دسته ی شلاق خودکامگان می نشانید
از دندان های شکسته ی پدرتان!
این روزا زندگیمو قبل از اینکه حضم کنم٬میرینم!

