کی می خوایم دست از سر این افکار پوسیده ی تخماتیکمون بر داریم و نمی دونم ؟!
پ ن :به بکارت قسم٬من همونم چرا شک کردی بهم؟!
نگاهم به جایی خیره می مونه و فقط از دردی که توی سرم می پیچه می فهمم که بازم داشتم دندون هام و روی هم فشار می دادم.
پ ن : کاملا تکذیب می کنم که دارم حرص می خورم.
پ ن :کاملا بی ربط دوست داشتم تولدم و تبریک می گفتی٬کاملا بی منطق.
کاش همه چی مثه موبایلم بود که می شد راحت زیر بالش قایمش کرد و به یاد نیاورد آخرین باری که بودی کی بوده.
پ ن : خاطره ها وحشتناک ترین اتفاق های دنیا هستن.

