تبليغاتX
شاید یه دیوونه
کی می خوایم دست از سر این افکار پوسیده ی تخماتیکمون بر داریم و نمی دونم ؟!

پ ن :به بکارت قسم٬من همونم چرا شک کردی بهم؟!

+ نوشته شده در دوشنبه 26 شهریور1386ساعت توسط طناز |


نگاهم به جایی خیره می مونه و فقط از دردی که توی سرم می پیچه می فهمم که بازم داشتم دندون هام و روی هم فشار می دادم.

پ ن : کاملا تکذیب می کنم که دارم حرص می خورم.

پ ن :کاملا بی ربط دوست داشتم تولدم و تبریک می گفتی٬کاملا بی منطق.

+ نوشته شده در شنبه 24 شهریور1386ساعت توسط طناز |


 

کاش همه چی مثه موبایلم بود که می شد راحت زیر بالش قایمش کرد و به یاد نیاورد آخرین باری که بودی کی بوده.

پ ن : خاطره ها وحشتناک ترین اتفاق های دنیا هستن.

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 13 شهریور1386ساعت توسط طناز |