تبليغاتX
شاید یه دیوونه
غربت را نباید در الفبای شهر غریب جستجو کرد
همین که عزیزت نگاهش را به دیگری فروخت تو غریبی.
 
پ ن : البته اون موقع بیشتر حس می کنی به فاک رفتی.
+ نوشته شده در چهارشنبه 25 مهر1386ساعت توسط طناز |


می گذره

نه خوب٬ نه بد

پ ن : من موندم و تو بیا حواسمون و بدیم به هم٬قبول؟!

+ نوشته شده در شنبه 21 مهر1386ساعت توسط طناز |


یه وقتایی چیزی واسه گفتن باقی نمی مونه.

پ ن : مثل آلان

+ نوشته شده در چهارشنبه 18 مهر1386ساعت توسط طناز |


از این کشمش ها و دعوا های هر روزه خسته شدم٬چرا دیگه حرف هم و نمی فهمیم؟!

پ ن : به قول تو یادش بخیر

+ نوشته شده در شنبه 7 مهر1386ساعت توسط طناز |


درد فقط این بود٬ خواستن های من و نخواستن های تو.

پ ن : ش ک س ت م

+ نوشته شده در سه شنبه 3 مهر1386ساعت توسط طناز |