ببین پدر من برو خودت یه ماژیک قرمز بخر٬دور من و خط بکش٬نه اصلا به کل خط خطی کن من و .
اصلا هر کاری می خوای بکنی با ماژیکت بکن.فقط بیشتر از این رو اعصاب من تک چرخ نزن٬خوب؟
پ ن : کسی کار دانشجویی سراغ نداره؟!
رنگ و بوی خیلی چیزا عوض شده.
مثل عید که به جای هر بویی فقط بوی مواد شوینده می ده.
پاک شد.
پ ن:زندگی همیشه بازی های مسخره ای سر آدم در می آره.اون وقتی که با همه ی وجودت دنبال آرامش می گردی مجبورت می کنه بجنگی و وقتی سر جنگ داری انقدر سریع خلع صلاحت می کنه که تا روز ها هنوز گیجی.
صبح های من هر روز با داغي نفسهاي تو بر روي سينهام شروع میشود
موهايت را که از روي صورتت کنار ميزنم
آنچنان خواستني ميشوي که ناخودآگاه در آغوش ميفشارمت
تعجب ميکنم
تعجب ميکنم
تو که اينگونه آرام و بچهگانه در آغوشم خوابيدهاي
هماني که هر شب مرا تا مرز جنون مي بري؟

