تبليغاتX
شاید یه دیوونه
این روزا بد جوری تو هم پیچ خوردم.

از حس های تخماتیک مزخرف بگیر ٬ تا کنکور و خونه و  چی و چی و چی......

از اون وقت ا که آدم می شینه عین چی فکر می کنه و آخرش یه دست محکم به صورتش می کشه و یه اووووووووووف خیلی عمیق می گه.

از اون وقت ا که سگی به تمام معنا و حتی خودتم نمی دونی چرا.

از اون وقت ا که همش به خودت می گی اگه چیکار می کردی بهتر بود یا چه کارایی و نمی کردی بهتر بود.

از اون وقت ا که هیچی اونی نیست که می خوای.

از اون وقت ا که خل می شی و ترنج نامجو گوش می دی و عربده می کشی.

از اون وقت ا که ...........

اووووووووووووووووووووووووووف

 

+ نوشته شده در سه شنبه 14 خرداد1387ساعت توسط طناز |