تبليغاتX
شاید یه دیوونه
باشه تو هر کاری می خوای بکنی بکن٬منم کار خودم و می کنم.

زندگی و می گم.

پ م : دانشگاه رفتن منم شده حکایت زندگیه مارکوپولو.هر دو سال یه جای ایران.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 30 مرداد1387ساعت توسط طناز |


تا حالا هیچ دلت خواسته بوده خودت و تیکه تیکه کنی و هر تیکتو ببری یه جای خیلی خیلی دور گم و گور کنی ٬ تا که همه ی وجودت کنار هم جمع نشه و باز هم خریت هاتو تکرار نکنی؟!

پ ن : من می خوام٬این بار با همه ی وجود تیکه تیکه شدم.

+ نوشته شده در دوشنبه 21 مرداد1387ساعت توسط طناز |


جدا از پایتخت نشینی٬تهرانی جماعت کاملا بی هوییته.

تو هر شهر و روستا و دهی که بری حتی اگه از یه بچه راجب تمدن و سابقه ی تاریخی و آثار باستانی اون منطقه سوال کنی همه چیو کامل برات می گه.

حالا اگه تو این تهران خراب شده از یه آدم گنده سوال کنی.فقط می تونه راجب رستوران ها و مرکز خرید ها واست توضیح بده.

و این یعنی تمدن و شهر نشینی.

پ ن : لابد دیگه....

+ نوشته شده در شنبه 12 مرداد1387ساعت توسط طناز |


روز ها سریع می گذرن

با مهمونی های پشت هم .... آهنگ های خجسته......دوستای الکی خوش ....بیرون رفتن های تکراری.... قلیون کشیدن های زیادی .......

همه به امید روز های با هدف تر

پ ن : یعنی می شه؟

+ نوشته شده در پنجشنبه 3 مرداد1387ساعت توسط طناز |