تبليغاتX
شاید یه دیوونه
خودم و سپردم به باد .

 گفتم ببرتم به جایی که هیچ جا نباشه ٬ هیچکی نباشه....چه می دونم حداقل اینجا نباشه.

پ ن : تصمیم های گرفته نشده ی این روز ها شده حکایت مشق هایی که هیچ وقت ننوشتم.

 

+ نوشته شده در سه شنبه 26 آذر1387ساعت توسط طناز |


می دونی خدا به نظرم هیچ وقت یه آفرینش درست و حسابی و سر صبر و حوصله نداشتی.

همه رو همین جوری گل مالی کردی ٬ انداختی تو کوره.

یکیش خود من.

اصلا تو خودت به شخصه یادت می آد یه حرکت شبیه آدم من انجام داده باشم؟!

د آخه لامصب دست خودم که نبوده که ٬ لابد یه جاییش از پای بست ویروونه دیگه.

پ ن : خدایا .......

+ نوشته شده در جمعه 1 آذر1387ساعت توسط طناز |