این روز ها عجیب دلمان یک مرد می خواهد٬ مردی شبیه مرد های قصه های کودکی.
مردی با اسب تک شاخ سفید٬ که بیاد دنبال شازده خانوم( خودم و عرض می کنم ) و با خودش ببرد یه جای دور و خوب.
پ ن ۱ : از اونجایی که مرد رویا ها آدم حسابی است و اصلا امکان ندارد خر شود مارا بیازارد ٬ باید اسبی داشته باشد که شاخی ٬ سمی ٬ لگدی چیزی حواله ی ما کند دیگه.ناسلامتی زندگی مشترک است ٬ بی جنگ و دعوا که نمی شود.
پ ن ۲ : ببین زندگی تف تو روت که سلامم بهت یه ماه دووم نمیاره .
می دونی خیلی وقته خستم٬دل کندم دیگه.
دلم می خواد همه ی فکرای چرت مخم و در بیارم و بذارمشون یه گوشه ی تنگ و تاریک٬یه جایی که واسه همیشه خاک بخورن
پ ن :نفس راحت ٬ سلام زندگی !

